رمان عشق بی رحم شامل سه جلد (جلد 1 و جلد 2 و جلد 3)
رمان عشق بی رحم اثر رز آبی با ژانر عاشقانه ،در قالب فایلPDF و به صورت کامل در سه جلد (شامل جلد 1 ، جلد 2 و جلد 3) صفحه تهیه گردیده است. این فایل قابلیت نمایش در موبایل ، تبلت و کامپیوتر را دارد.
بعد از استقبال شما عزیزان از رمان های بوسه بر گیسوی یار و رمان تجربه عشق خاکستری این بار با “رمان عشق بی رحم” در خدمت شما عزیزان هستیم.
خلاصه رمان عشق بی رحم
دختری که ۵ سال با عشقش میمونه ولی عشقش به خاطر چند عکس دروغین ولش میکنه و ازدواج میکنه دختر دست به خودکشی میزنه و با برادر عشقش اشنا میشه
خلاصه جلد اول – تعداد صفحات: ۱۴۱۷
دل آرام و آرتان، دخترعمو پسرعمویی که عاشق و نامزد همند. چند روزی تا مراسم عروسی شان نمانده. ولی در این میان آرشام برادر آرتان هم دیوانه وار عاشق دل آرام است طوری که به هیچکس و هیچ چیز رحم نمیکند حتی برادرش! یک روز برای به دست آوردن دل آرام، او را تنها گیر می آورد و…
خلاصه جلد دوم – تعداد صفحه: ۱۰۱۰
اگر جلد اول را نخوانده اید، خلاصه جلد دوم را نبینید تا موضوع و پایان جلد اول دستتون نیاد!
آرشام که تازه از حبس آزاد شده متوجه میشود زنش دل آرام که به زور تجاوز به دستش آورده، غیابی طلاق گرفته و با آرتان عشق سابقش(برادر آرشام) که آرشام باعث جدایی شون بود ازدواج کرده. زخم خورده و پر از کینه سراغش میرود تا اینکه…
خلاصه جلد سوم – تعداد صفحه: ۱۰۶۱
امیرسام پی به گذشته ی دردناک مادرش، تجاوز بیرحمانه آرشام به او و درد و رنج پدرش در رسیدن به دل آرام می برد. برای انتقام از عمویش، به دریا نزدیک میشود؛ دخترعمویی که غافل از ماجرا، یک دل نه صد دل عاشق امیرسام است. امیرسام فقط برای تقاص و انتقام این ارتباط را شروع کرده ولی…
بخشی از کتاب رمان عشق بی رحم
نگاهم میکنه، آب دهنمو سخت قورت میدم، عقب میرم و فکر میکنم باید توی این موقعیت چیکار کنم؟
یخ کردم، تموم تنم یخ کرده و بی دلیل.. شاید بی دلیل از مرد مقابلم میترسم…
من از همه ی مردا میترسم..
از همون روزی که توی اون اتاق لعنتی خونه عمو زیر دست و پای آرشام جون کندم از مردا میترسم..
از هر آغوشی فراریم… از هر لمس و نوازشی بیزارم… از هر بوسه ای متنفرم… از هر رابطه ای حالم بهم میخوره…
و حالا درست امشب و اینجا ما بهم محرم شدیم.. اولین شب تنهاییمونه…
من همسر برادر شوهر سابقم شدم؟ یا نه قشنگترش اینکه من برگشتم به عشق اولم… به عشق سابقم…
به نامزدم که بی رحمانه برادرش ازم گرفتش و حالا… حالا از یه جنگ میام… خستم… نمیتونم ذوق کنم… زخمیم…
نمیتونم بغلش کنم و بگم خوشحالم دارمت… نمیتونم و همه رو مدیون آرشامم…
آرشامی که الان توی حبس و اگه خبر ازدواجم بهش برسه…
آرتان که جلو میاد فکرامو میزارم واسه بعد… اروم و مهربون میگه:
– دل آرام؟ معنی این همه ترس چیه؟ به من و حرفام اعتماد نداری؟
اعتماد؟ من دیگه به چشمای خودم اعتماد ندارم… اما به مرد روبه روم چرا… دارم… یعنی… دلم میخواد داشته باشم… اما کدوم مردی که از زنش بگذره؟
حتی اگه قول داده باشه؟ اونم بعد این همه دوری… بعد این همه شکست… بعد این همه حسرت…
– خوبم!
لبه ی تخت می شینم… چون خوب نیستم…
چون میترسم وسط اتاق سقوط کنم… سمتم میاد .. کاش بهم دست نزنه…
موهام و پشت گوشم می فرسته:
– من بهت قول دادم تا خودت نخوای…
– من نمیخوام تورو از چیزی که حقته محروم کنم… اصلا تا کی محروم کنم؟ این چه جور ازدواجیه؟
– نگران نباش… خوب میشی… خب؟
لبخند سختی میزنم… اما هم من هم خودش خوب می دونیم خوب شدن من به این زودی ها اتفاق نمی افته… روتختی و کنار میزنه… آروم میگه:
– بخواب عزیزم!
دراز می کشم… برق و خاموش میکنه و میاد سمتم… دلم یه جوری از جاش کنده میشه که ناخوداگاه دلم و چنگ میزنم… نگام میکنه
– من نمیدونم اینجا بخوابم اذیت میشی یا نه… واسه همین یه مدت و جدا می خوابیم تا عادت کنی… خوبه؟
میدونم خودشم اینجوری راحتره…چون کنترل غریزیش وقتی کنارم من بخوابه مسلما خیلی سختره… اما مسخرس…
خیلی مسخرس شب اول ازدواجمون جدا بخوابیم…
بغض دارم اما میگم:
– ببخشید!
لبخند میزنه… چشماش اما غم داره… اندازه ی داغ یه مادر داغ دار غم داره:
– تو خوب باشی دیگه هیچی مهم نیست…!
کف دستش و می بوسه و سمتم می گیره…. و چقدر تلخ که اون این قدر باهام راه میاد ومن نمیتونم…
– شبت بخیر عزیز دلم!
تا دم در میره و بغض من سنگین تر میشه… برمیگرده و لبخند میزنه…
بیرون میره و در می بنده… دلم میخواد زار بزنم… لعنت بهت آرشام لعنت… !
اولین شبی که همه چی آرومه… تکلیف همه چی معلومه…
همه چی زندگی هر چند سخته برگشته سرجاش…
اما جز این مشکل من از دو سال دیگه وحشت دارم… از برگشتن آرشام… از برگشتن هیولای زندگیم…
هرچند زن عمو قول داد بفرستتش اون ور آب.. اما کی بهتر از من اون هیولا رو میشناسه؟ بی شک هیچکس!
چشممی بندم و سعی می کنم بخوابم… و خدا خدا می کنم لااقل با کابوسام خواب ارتان و اشفته نکنم… !
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.